محمد رضا واليزاده معجزى

181

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نشان مىدهد و سرانجام ظل السلطان خشمگين شد و به وسيله حاج آقا محمد برادرزاده سيد به او پيغام داد كه من فردا از محله صوفيان عبور خواهم كرد و اگر رفتار خلاف انتظارى از سيد مشهود شود ، محله صوفيان را در زير آتش توپخانه با خاك يكسان خواهم كرد . اتفاقا اين تهديد اثر خود را بخشيد و سيد محمود جرأت نكرد از خانه قدم فراتر گذارد و ظل السلطان تشريفات لازمه را مطابق معمول به‌جاى آورده و اين موفقيت به قول خودش اسباب قوت قلب او گرديد . وصول اخبار مربوط به شورش طوايف بيرانوند و سگوند و تلگراف شاه راجع به عزل سپهسالار مقارن اين احوال به شاهزاده خبر دادند كه اسد خان بيرانوند و سردار خان سگوند با طايفه خود سر به شورش برداشته‌اند . و اين خبر شاهزاده را ناراحت نمود و متعاقب اين خبر تلگرافى از شاه رسيد حاوى اين خبر كه سپهسالار از مقام صدارت عظمى معزول و مأمور آذربايجان شد و به‌جاى او مستوفى الممالك به صدارت منصوب گرديد . اين خبر شاهزاده را بىنهايت مسرور كرد ، زيرا همان‌طور كه قبلا اشاره كرديم سپهسالار از دشمنان سرسخت ظل السلطان بود و همواره به وسايل مختلف مىكوشيد كه ذهن شاه را نسبت به او مشوب سازد و بر خلاف او مستوفى الممالك ظل السلطان را دوست مىداشت . خوانين لرستان امام‌جمعه را براى وساطت به بروجرد نزد شاهزاده فرستادند در ايام توقف ظل السلطان در بروجرد ، در جبهه موتلفه خوانين لرستان كه عليه مشار اليه هم‌پيمان شده بودند ، شكاف افتاد و دسته‌اى كه حاج عالى خان سگوند و قاسم خان ميرپنج و صيد مهدى خان حسنوند و حيدر خان بيرانوند و نور محمد خان ( يا مير محمد خان ديركوند ) در رأس آنها قرار داشتند ، در مقام پيمان‌شكنى برآمده و به صواب‌ديد ميرزا محسن خان مظفر الملك از سيد محمد صادق طباطبايى امام‌جمعه لرستان « 1 » تقاضا كردند كه به بروجرد

--> ( 1 ) . آقا سيد محمد صادق امام‌جمعه بسيار مقتدر لرستان ، فرزند . . . ، با سادات جزايرى خرم‌آباد از يك فاميل بوده‌اند . تحصيلات وى بيشتر در تهران بود و نخستين‌بار به فرمان ناصر الدين شاه قاجار به‌سمت امام جمعگى شهر مشهد برقرار مىشود در همان اوقات كه مرحوم ميرزا حسين خان سپهسالار از صدارت معزول و به عنوان والىگرى خراسان و توليت آستان قدس رضوى مأمور مشهد شده و اگرچه ظاهرا متعهد شغل مهمى بوده ، ولى باطنا مغضوب دربار بوده و او را به اين وسيله از تهران دور نگاهداشته‌اند تا از خطرات او مصون باشند ، آقا سيد محمد صادق در اين مأموريت به قدرى با سپهسالار مانوس مىشود كه اكثر اوقات او با سپهسالار مىگذرد و چون اين موانست و معاشرت از حد تعادل خارج بوده ، لذا بعضى